تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١
تفسير:
احكام خرافى بتپرستان
در اين آيات به چند قسمت ديگر از احكام خرافى بتپرستان كه حكايت از كوتاهى سطح فكر آنها مىكند اشاره شده است و بحث آيات قبل را تكميل مىنمايد.
نخست مىفرمايد: «بتپرستان مىگفتند: اين قسمت از چهار پايان و زراعت كه مخصوص بتها است و سهم آنها مىباشد به طور كلّى براى همه ممنوع است، مگر آنهائى كه ما مىخواهيم» «وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ».
و به پندار آنها تنها بر اين دسته حلال بود، نه بر ديگران.
و منظورشان از افراد مُجاز، همان خدمه و متوليان بت و بتخانه بود، تنها اين دسته بودند كه به پندار آنها حق داشتند از سهم بتها بخورند.
از اين بيان نتيجه مىگيريم: اين قسمت از آيه در حقيقت اشاره به چگونگى مصرف سهمى است كه براى بتها از زراعت و چهار پايان قرار مىدادند، كه شرح آن در دو آيه قبل گذشت.
كلمه «حِجْر» (بر وزن شعر) در اصل، به معنى ممنوع ساختن است و همان طور كه «راغب» در كتاب «مفردات» گفته است: بعيد نيست از ماده «حجاره» به معنى سنگ، گرفته شده باشد؛ زيرا هنگامى كه مىخواستند محوطهاى را ممنوع اعلام كنند، اطراف آن را سنگچين مىكردند.
و اين كه به «حجر اسماعيل» اين كلمه اطلاق شده است به خاطر آن است كه به وسيله ديوار سنگى مخصوصى از ساير قسمتهاى مسجد الحرام جدا شده است.