تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤
بىنياز است.
اما اگر از سهم بتها چيزى از بين مىرفت، سهم خدا را به جاى آن قرار مىدادند و مىگفتند: بتها نياز بيشترى دارند.
همچنين اگر آب از مزرعهاى كه سهم خدا بود به مزرعه سهم بتها نفوذ مىكرد مىگفتند: مانعى ندارد خدا بىنياز است.
اما اگر قضيه به عكس مىشد جلو آن را مىگرفتند و مىگفتند: بتها احتياج بيشترى دارند.
در پايان آيه با يك جمله كوتاه اين عقيده خرافى را محكوم ساخته، مىفرمايد: «چه بد حكم مىكنند» «ساءَ ما يَحْكُمُونَ».
دليل بر زشتى كار آنها علاوه بر اين كه: بتپرستى از ريشه، فاسد و بىاساس بود، چند موضوع است:
١- با اين كه: همه چيز مخلوق خدا است، ملك مسلّم او است، و حاكم و مدبر و حافظ همه موجودات او مىباشد، آنها تنها سهمى از آن را به خدا تخصيص مىدادند.
گويا مالك اصلى آنها بودند و حق تقسيم فقط به دست آنها بود! (همان طور كه گفتيم جمله «مِمَّا ذَرَأَ» اشاره به اين واقعيت است).
٢- آنها در اين تقسيم جانب بتها را مقدم مىداشتند، لذا هر آسيبى متوجه سهم خدا مىشد مهم نبود، اما آسيبهائى كه متوجه سهم بتها مىشد به وسيله سهم خدا جبران مىكردند، آن را گرفته به بتها مىدادند كه در آيه اشاره به آن شده است، و اين يك نوع امتياز و برترى براى بتها نسبت به خداوند بود!!
٣- از بعضى از روايات استفاده مىشود: آنها براى سهم بتها اهميت خاصى قائل بودند و لذا متولّيان و خدمه بت و خود بتپرستان از سهم آنها