تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧
است و هيچ كس نمىتواند چيزى را پنهان دارد، مىافزايد: «همگى در برابر اين پرسش الهى، اظهار مىدارند: ما بر ضد خود گواهى مىدهيم و اعتراف مىكنيم كه چنين رسولانى آمدند و پيامهاى تو را به ما رسانيدند اما مخالفت كرديم» «قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا».
سپس توجه مىدهد: آرى دلائل كافى از طرف پروردگار در اختيار آنها بود و آنها راه را از چاه مىشناختند «ولى زندگى فريبنده دنيا، و زرق و برق وسوسهانگيز آن، آنها را فريب داد» «وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا».
اين جمله به خوبى مىرساند كه: سدّ بزرگ راه سعادت انسانها دلبستگى بىحدّ و حساب و تسليم بىقيد و شرط در برابر مظاهر جهان ماده است، دلبستگىهائى كه انسان را به زنجير اسارت مىكشاند و او را به هر گونه ظلم و ستم، تعدى و اجحاف، خود خواهى و طغيان، دعوت مىكند.
و در پايان بار ديگر قرآن تأكيد مىكند: «آنها با صراحت به زيان خود گواهى مىدهند كه راه كفر پوئيدند و در صف منكران حق قرار گرفتند» «وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ».
***
در آيه بعد، همان مضمون آيه گذشته را، اما به صورت يك قانون كلّى و سنت هميشگى الهى، بازگو مىكند كه: «اين به خاطر آن است كه پروردگار تو هيچ گاه مردم شهرها و آبادىها را به خاطر ستمگرىهايشان، در حالى كه غافلند، هلاك نمىكند» «ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ».
مگر اين كه رسولانى به سوى آنها بفرستد و آنها را متوجه زشتى اعمالشان سازد و گفتنىها را بگويد.