تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
تفسير:
مسيح فرستاده خدا بود
به دنبال بحثى كه در آيات گذشته درباره غلوّ مسيحيان درباره حضرت مسيح عليه السلام و اعتقاد به الوهيت او گذشت.
در اين آيات، با دلائل روشنى در چند جمله كوتاه اين اعتقاد آنها را ابطال مىكند.
نخست مىفرمايد: چه تفاوتى در ميان مسيح عليه السلام و ساير پيامبران بود كه عقيده به الوهيت او پيدا كردهايد؟! «مسيح بن مريم فقط فرستاده خدا بود و پيش از او رسولان و فرستادگان ديگرى از طرف خدا آمدند» «مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ».
اگر رسالت از ناحيه خدا دليل بر الوهيت و شرك است، پس چرا درباره ساير پيامبران اين مطلب را قائل نمىشويد؟
ولى مىدانيم: مسيحيان منحرف هرگز قانع نيستند كه عيسى عليه السلام را فرستاده خدا بدانند، بلكه عقيده عمومى آنها فعلًا بر اين است كه: او را فرزند خدا و به يك معنى خودِ خدا مىدانند كه براى بازخريد گناهان بشريت (نه براى هدايت و رهبرى آنها) آمده است، و لذا به او لقب «فادى» (فدا شونده در برابر گناهان بشر) مىدهند.
پس از آن، براى تأئيد اين سخن مىفرمايد: «مادر او، زن بسيار راستگوئى بود» «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ».
اشاره به اين كه:
اوّلًا- كسى كه داراى مادر است و در رحم زنى پرورش پيدا مىكند و اين همه نياز دارد، چگونه مىتواند خدا باشد؟