تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٩
- هر چند بزرگ باشد- دارند.
اما به عكس بعضى روحشان آن چنان تنگ و محدود است كه گويا راهى و جائى براى نفوذ هيچ حقيقتى در آن نيست.
افق ديد فكرى آنها محدود به زندگى روزمره و خواب و خور آنها است، اگر به آنها برسد همه چيز درست است و اگر كمترين تغييرى در آن پيدا شود، گويا همه چيز پايان يافته و دنيا خراب شده است!
هنگامى كه آيه فوق نازل شد، از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: شرح صدر چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يَشاءُ فَيَنْشَرِحُ لَهُ صَدْرُهُ وَ يَنْفَسِحُ: «نورى است كه خدا در قلب هر كس بخواهد مىافكند و در پرتو آن، روح او وسيع و گشاده مىشود».
پرسيدند: آيا نشانهاى دارد كه با آن شناخته شود؟
فرمود: نَعَمْ، الإِنابَةُ إِلى دارِ الْخُلُودِ وَ التَّجافِي عَنْ دارِ الْغُرُورِ وَ الاسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِ الْمَوْتِ:
«آرى نشانهاش توجه به سراى جاويدان و دامن بر چيدن از زرق و برق دنيا و آماده شدن براى مرگ است (با ايمان و عمل صالح و تلاش و كوشش در راه حق) پيش از آن كه مرگ فرا رسد». «١»
***