تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
و ديگر اين كه: «ولىّ، سرپرست، حافظ و ناصر آنها خدا است» «وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ».
و توجه مىدهد: «تمام اينها به خاطر اعمال نيكى است كه انجام مىدادند» «بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
چه افتخارى از اين بالاتر كه سرپرستى و كفالت امور انسان را خداوند بر عهده گيرد و او حافظ و يار و ياورش باشد.
و چه موهبتى از اين عظيمتر كه «دار السلام» يعنى خانه امن و امان در انتظار انسان باشد، محلى كه نه در آن جنگ است نه خونريزى، نه نزاع است و نه دعوا، نه خشونت است و نه رقابتهاى كشنده و طاقتفرسا، نه تصادم منافع است و نه دروغ، افترا، تهمت، حسد و كينه و نه غم و اندوه، جايگاهى كه از هر نظر قرين آرامش است.
ولى آيه مىگويد: اينها را با حرف و سخن به كسى نمىدهند بلكه در برابر عمل، آرى در برابر عمل!
***
نكتهها:
١- يك معجزه علمى قرآن
تشبيه افرادى كه خداوند مىخواهد آنها را گمراه سازد به كسى كه مىخواهد به آسمان بالا رود از اين نظر است كه صعود به آسمان كار فوقالعاده مشكلى است، پذيرش حق براى اين افراد نيز چنين است.
همان طور كه در گفتار روزمره گاهى مىگوئيم: «اين كار براى فلان كس آن قدر مشكل است كه گويا مىخواهد به آسمان برود» يا مىگوئيم: «به آسمان بروى از اين كار آسانتر است».