تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
٧٥ مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
٧٦ قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ
٧٧ قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لاتَغْلُوا في دينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لاتَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبيلِ
ترجمه:
٧٥- مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند؛ مادرش، زن بسيار راستگوئى بود؛ هر دو، غذا مىخوردند؛ (با اين حال، چگونه دعوى الوهيت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!) بنگر چگونه نشانهها را براى آنها آشكار مىسازيم! سپس بنگر چگونه از حق باز گردانده مىشوند!
٧٦- بگو: «آيا جز خدا، چيزى را مىپرستيد كه مالك سود و زيان شما نيست؟! و خداوند، شنوا و داناست».
٧٧- بگو: «اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زيادهروى) نكنيد! و غير از حق نگوئيد! و از هوسهاى جمعيتى كه پيشتر گمراه شدند و دگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروى ننمائيد»!