تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
بايد با كوشش از ناحيه خود انسان صورت گيرد، اما تا كششى از ناحيه خدا نباشد اين كوششها به جائى نمىرسد!
در مورد «نور» در جمله: وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ: «ما براى چنين افراد نورى قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه بروند» گر چه مفسران احتمالاتى دادهاند، اما ظاهراً منظور از آن، تنها قرآن و تعليمات پيامبر صلى الله عليه و آله نيست.
بلكه علاوه بر اين، ايمان به خدا، بينش و درك تازهاى به انسان مىبخشد، روشنبينى خاصى به او مىدهد، افق ديد او را از زندگى محدود مادّى و چهار ديوار عالم مادّه فراتر برده و در عالمى فوقالعاده وسيع قرار مىدهد.
و از آنجا كه ايمان او را به خودسازى دعوت مىكند، پردههاى خودخواهى، خودبينى، تعصب، لجاج و هوا و هوس را از مقابل چشم جانش كنار مىزند، و حقايقى را مىبيند كه هرگز قبل از آن قادر به درك آنها نبود.
در پرتو اين «نور» مىتواند راه زندگى خود را در ميان مردم پيدا كند، و از بسيارى اشتباهات كه ديگران به خاطر آز و طمع، و به علت تفكر محدود مادّى، و يا غلبه خودخواهى و هوا و هوس، گرفتار آن مىشوند، مصون و محفوظ بماند.
و اين كه در روايات اسلامى مىخوانيم: الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ: «انسان با ايمان، با نور خدا نگاه مىكند» «١» اشاره به همين حقيقت است.
گر چه با اين همه، باز نمىتوان روشنبينى خاصى را كه انسان با ايمان پيدا