تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥
تفسير:
ايمان و روشنبينى
ارتباط اين آيات، با آيات قبل، از اين نظر است كه:
در آيات گذشته اشاره به دو دسته: مؤمن خالص و كافر لجوج كه نه تنها ايمان نمىآورد، كه براى گمراه ساختن ديگران نيز سخت مىكوشد، شده بود.
در اين آيات نيز با ذكر دو مثال جالب و روشن وضع اين دو طايفه را مجسم كرده است.
نخست افرادى كه در گمراهى بودهاند و سپس با پذيرش حق و ايمان، تغيير مسير دادهاند را تشبيه به مردهاى مىكند كه به اراده و فرمان خدا زنده شدهاند، مىفرمايد: «آيا كسى كه مرده بود سپس ما او را زنده كرديم، و نورى براى او قرار داديم كه با آن در بين مردم حركت كند، همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد»؟ «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها».
كراراً در قرآن «مرگ» و «حيات» به معنى مرگ و حيات معنوى، و كفر و ايمان، آمده است و اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه ايمان يك عقيده خشك و خالى يا الفاظى تشريفاتى نيست، بلكه به منزله روحى است كه در كالبد بىجان افراد بىايمان دميده مىشود و در تمام وجود آنها اثر مىگذارد.
چشم آنها ديد و روشنائى، گوش آنها قدرت شنوائى، زبان توان سخن گفتن و دست و پا قدرت انجام هر گونه كار مثبت پيدا مىكند.
ايمان افراد را دگرگون مىسازد و در سراسر زندگى آنها اثر مىگذارد و آثار حيات را در تمام شئون آنها آشكار مىنمايد.
از جمله فَأَحْيَيْناهُ: «ما او را زنده كرديم» استفاده مىشود كه ايمان، گر چه