تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢
تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ».
پس از آن، دليل اين موضوع را بيان مىكند كه: علت آن اين است: آنها بر اساس منطق و فكر صحيح كار نمىكنند، مىفرمايد: «راهنماى آنها يك مشت گمانهاى آلوده به هوا و هوس و يك مشت دروغ و فريب و تخمين است» «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ». «١»
***
در آيه بعد، راه شناسائى حقانيت جمعيتها را نشان داده؛ زيرا مفهوم آيه قبل اين است كه اكثريت به تنهائى نمىتواند راه حق را نشان دهد نتيجه آن، اين مىشود، كه راه حق را تنها بايد از خداوند گرفت هر چند طرفداران راه حق در اقليت بوده باشند.
لذا دليل اين موضوع را اين گونه بيان مىفرمايد: «پروردگارت- كه از همه چيز با خبر و آگاه است و در علم بىپايان او كمترين اشتباه راه ندارد- بهتر مىداند چه كسى از راه او منحرف و گمراه گشته و او هدايتيافتگان را بهتر مىشناسد» «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ». «٢»
در اينجا سؤالى پيش مىآيد: مگر ديگران راه هدايت و ضلالت را بدون راهنمائى خدا مىشناسند كه آيه مىگويد: «خداوند از ديگران بهتر مىشناسد و بهتر مىداند»؟!
پاسخ سؤال اين است: بدون شك انسان به وسيله عقل خود، حقايقى را