تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨
چگونه مىتوان جز خداوند را به حكم و داورى پذيرفت؟
«در حالى كه او است كه اين كتاب بزرگ آسمانى را- كه تمام نيازمندىهاى تربيتى انسان در آن آمده- و ميان حق و باطل، نور و ظلمت، كفر و ايمان، جدائى افكنده، نازل كرده است» «وَ هُوَ الَّذي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا».
سپس مىگويد: نه تنها تو و مسلمانان مىدانيد كه اين كتاب از طرف خدا است، كه «اهل كتاب (يهود و نصارى)- كه نشانههاى اين كتاب آسمانى را در كتب خود ديدهاند- مىدانند كه آن از سوى پروردگار تو به حق نازل شده است» «وَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ».
بنابراين جاى هيچ گونه شك و ترديدى در آن نيست «و تو اى پيامبر هرگز در آن ترديد مكن» «فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ».
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد: مگر پيامبر صلى الله عليه و آله ترديدى داشته است كه چنين خطابى به او مىشود؟
پاسخ اين سؤال همان است كه در موارد مشابه گفتهايم، كه مخاطب در حقيقت مردم هستند، ولى براى تأكيد و تحكيم مطلب، خداوند پيامبر خود را مخاطب مىكند تا ديگران حساب خود را بدانند.
***
در آيه بعد، مىفرمايد: «كلام پروردگار تو با صدق و عدل تكميل شد و هيچ كس قادر نيست كلمات او را دگرگون سازد و او شنونده و دانا است» «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ».