تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥
عدهاى را آن چنان آفريده كه به دشمنى در برابر انبياء برخيزند.
زيرا اگر چنين بود مىبايست آنها در عداوت و دشمنى خود هيچ گونه مسئوليتى نداشته باشند، بلكه كار آنها انجام يك رسالت محسوب شود، در حالى كه مىدانيم چنين نيست.
البته انكار نمىتوان كرد كه وجود اين گونه دشمنان هر چند به اختيار خودشان بوده باشد مىتواند براى مؤمنان به طور غير مستقيم اثر سازنده داشته باشد، و به تعبير بهتر، مؤمنان راستين مىتوانند از وجود هر گونه دشمن اثر مثبت بگيرند و او را وسيلهاى براى بالا بردن سطح آگاهى و آمادگى و مقاومت خود قرار دهند؛ زيرا وجود دشمن باعث بسيج نيروهاى انسان است.
***
٢-
«شياطين» جمع «شيطان» معنى وسيعى دارد و به معنى هر موجود سركش و طغيانگر و موذى است، لذا در قرآن به انسانهاى پست، خبيث و طغيانگر نيز كلمه «شيطان» اطلاق شده است.
همان طور كه در آيه فوق كلمه «شيطان» هم به شيطانهاى انسانى و هم به شيطانهاى غير انسانى كه از نظر ما پنهانند، اطلاق شده.
اما «ابليس» اسم خاص براى شيطانى است كه در برابر آدم عليه السلام قرار گرفت و در حقيقت رئيس همه شياطين است! بنابراين «شيطان» اسم جنس و «ابليس» اسم خاص (عَلَم) است. «١»
***
٣-
«زخرف القول» به معنى سخنان فريبنده است كه ظاهرى جالب و