تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١
١٠٩ وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ
١١٠ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
ترجمه:
١٠٩- با نهايت اصرار، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر نشانهاى (معجزهاى) براى آنان بيايد، حتماً به آن ايمان مىآورند؛ بگو: «معجزات فقط از سوى خداست؛ و شما از كجا مىدانيد كه هرگاه معجزهاى بيايد (ايمان مىآورند؟ خير،) ايمان نمىآورند»!
١١٠- و ما دلها و چشمهاى آنها را واژگونه مىسازيم؛ (آنها ايمان نمىآورند،) همان گونه كه در آغاز، به آن ايمان نياوردند؛ و آنان را در حال سركشى، به خود وا مىگذاريم تا سرگردان شوند!
شأن نزول:
جمعى از مفسران، در شأن نزول اين آيه نقل كردهاند كه: عدهاى از قريش خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده، گفتند:
تو براى موسى و عيسى عليهما السلام، خارق عادات و معجزات مهمى نقل مىكنى، و همچنين درباره انبياى ديگر، تو نيز امثال اين كارها را براى ما انجام ده تا ما ايمان آوريم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مايليد چه كار براى شما كنم؟