تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧١
اين صفات را دارا باشد.
به علاوه، اين جمله دليل بر آن است كه او با همه موجودات جهان تفاوت دارد؛ زيرا:
پارهاى از آنها هم مىبينند و هم ديده مىشوند مانند انسانها.
پارهاى نه مىبينند و نه ديده مىشوند، مانند صفات درونى ما.
بعضى ديگر ديده مىشوند اما كسى را نمىبينند مانند جمادات.
تنها كسى كه ديده نمىشود اما همه چيز و همه كس را مىبيند، ذات پاك او است.
***
نكتهها:
١- چشمها، خدا را نمىبيند
دلايل عقلى گواهى مىدهد كه: خداوند هرگز با چشم ديده نخواهد شد؛ زيرا چشم تنها اجسام يا صحيحتر بعضى از كيفيات آنها را مىبيند و چيزى كه جسم نيست و كيفيت جسم هم نمىباشد، هرگز با چشم مشاهده نخواهد شد.
به تعبير ديگر، اگر چيزى با چشم ديده شود، حتماً بايد داراى مكان و جهت و مادّه باشد، در حالى كه او برتر از همه اينها است، او وجودى است نامحدود و به همين دليل بالاتر از جهان مادّه است؛ چرا كه در جهان مادّه همه چيز محدود است.
در بسيارى از آيات قرآن از جمله آياتى كه در مورد بنىاسرائيل و تقاضاى رؤيت خداوند سخن مىگويد، با صراحت كامل، نفى امكان رؤيت از خداوند شده است، كه شرح آن در تفسير آيه ١٤٣ سوره «اعراف» به خواست خدا خواهد آمد.