تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
مخصوصاً در اقيانوسهاى وسيع كه هيچ نشانهاى براى پيدا كردن راه مقصد در دست نيست، به خصوص در آن زمان كه دستگاه قطبنما نيز اختراع نشده بود، وسيله مطمئنى جز ستارگان آسمان وجود نداشتند، همانها بودند كه ميليونها بشر را از گمراهى و غرقاب نجات مىدادند و به سر منزل مقصود مىرسانيدند.
نگاه پى در پى به صفحه آسمان در چند شب متوالى، نشان مىدهد كه قرار گرفتن ستارگان در همه جاى آسمان يكنواخت است گوئى ستارگان همانند دانههاى مرواريدى هستند كه روى يك پارچه سياه دوخته شدهاند، و اين پارچه را در آغاز شب از سمت مشرق به سوى مغرب مىكشند و همگى با آن در حركتند و به دور محور زمين مىگردند بدون اين كه فاصله آنها تغيير پيدا كند.
تنها استثنائى كه به اين قانون كلّى مىخورد اين است كه: تعدادى از ستارگان- كه آنها را سيارات مىنامند- حركات مستقل و مخصوص به خود دارند، و مجموع آنها از ٨ ستاره تجاوز نمىكند كه ٥ عدد آنها با چشم ديده مىشوند (عطارد، زهره، زحل، مريخ و مشترى).
ولى تنها با دوربينهاى نجومى مىتوان سه سياره ديگر (اورانوس و نپتون و پلوتون) را مشاهده كرد، البته با توجه به اين كه زمين نيز يكى از سياراتى است كه به دور خورشيد مىگردد، مجموع عدد آنها به ٩ مىرسد.
شايد انسانهاى قبل از تاريخ نيز با وضع «ثوابت» و «سيارات» آشنا بودهاند؛ زيرا براى انسان هيچ منظرهاى جالبتر و دلانگيزتر از منظره آسمان در يك شب تاريك و پرستاره نيست، و به همين دليل، بعيد نيست آنها نيز براى پيدا كردن مسير خود از ستارگان استفاده مىكردهاند.
از بعضى از روايات كه از طرق اهل بيت عليهم السلام وارد شده است استفاده