تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥
در آيه بعد اشاره به غرور نابه جاى آنها در برابر اين همه طغيان و جنايات كرده مىفرمايد: «با اين حال آنها گمان مىكردند كه بلا و مجازاتى دامانشان را نخواهد گرفت» «وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ» و همان طور كه در آيات ديگر تصريح شده، خود را يك نژاد برتر مىپنداشتند و به عنوان فرزندان خدا از خود ياد مىكردند!
سرانجام اين غرور خطرناك و خود برتربينى همانند پردهاى بر چشم و گوش آنها افتاد و به خاطر آن «از ديدن آيات خدا نابينا و از شنيدن كلمات حق، كر شدند»! «فَعَمُوا وَ صَمُّوا».
اما به هنگامى كه نمونههائى از مجازاتهاى الهى و سرانجام شوم اعمال خود را مشاهده كردند، پشيمان گشته، توبه كردند و متوجه شدند كه تهديدهاى الهى جدى است و آنها هرگز يك نژاد برتر نيستند، «خداوند نيز توبه آنها را پذيرفت» «ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ».
ولى اين بيدارى، ندامت و پشيمانى ديرى نپائيد باز طغيان، سركشى و پشت پا زدن به حق و عدالت شروع شد، و ديگر با پردههاى غفلت كه از آثار فرو رفتن در گناه است بر چشم و گوش آنها افكنده شد «و باز از ديدن آيات حق نابينا و از شنيدن سخنان حق كر شدند» «ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثيرٌ مِنْهُمْ»، و اين حالت، بسيارى از آنها را فرا گرفت.
شايد مقدم داشتن جمله «عَمُوا» (نابينا شدند) بر «صَمُّوا» (كر شدند) اشاره به اين باشد كه نخستين بار بايد آيات خدا و معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله را ببينند و سپس به دستورات او گوش فرا دهند.
ذكر «كَثِيْرٌ مِنْهُمْ» (بسيارى از آنها) بعد از تكرار جمله «عَمُوا وَ صَمُّوا» در حقيقت به منزله توضيحى است براى هر دو جمله، يعنى حالت غفلت و