تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
كه قرآن به عنوان يك نشانه توحيد انگشت روى آن گذاشته است.
سپس مىفرمايد: «موجود زنده را از مرده بيرون مىفرستد، و موجودات مرده را از زنده» «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ».
اين جمله كه نظير آن در قرآن كراراً ديده مىشود، در حقيقت اشاره به نظام مرگ و حيات و تبديل يكى به ديگرى است.
گاهى از مواد آلى بىجان انواع چهرههاى حيات و زندگى در دل اقيانوسها، اعماق جنگلها، صحراها و بيابانها بيرون مىفرستد و از تركيب موادى كه هر كدام به تنهائى سم كشندهاى هستند مواد حياتبخش مىسازد.
و گاهى به عكس، با دگرگونى مختصرى موجودات زنده نيرومند و پر قدرت را به موجود بىجانى تبديل مىكند.
مسأله حيات و زندگى موجودات زنده، اعم از گياهى و حيوانى، از پيچيدهترين مسائلى است كه هنوز علم و دانش بشر نتوانسته است پرده از روى اسرار آن بردارد و به مخفيگاه آن گام بگذارد كه چگونه عناصر طبيعى و مواد آلى با يك جهش عظيم، تبديل به يك موجود زنده مىشوند.
ممكن است يك روز بشر بتواند با استفاده از تركيبات مختلف طبيعى در تحت شرائط بسيار پيچيدهاى موجود زندهاى به صورت مونتاژ كردن اجزاى يك ماشين كه از پيش ساخته شده است، بسازد.
ولى نه عجز و ناتوانى امروز بشر و نه توانائى احتمالى او در آينده بر اين كار، هيچ يك نمىتواند از اهميت موضوع حيات و حكايت نظام پيچيده آن از يك مبدأ عالم و قادر بكاهد.
لذا مىبينيم قرآن براى اثبات وجود خدا بارها روى اين مسأله تكيه كرده است، و پيامبران بزرگى همچون ابراهيم و موسى عليهما السلام در برابر گردنكشانى