تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
و ظاهراً يهود و مسيحيان كنونى نيز اين مطلب را انكار نمىكنند؛ چرا كه داستان مرگ موسى و عيسى عليهما السلام و حوادث زيادى مربوط به زمانهاى بعد از آن در اين كتابها آمده است، نه به عنوان پيشبينى، بلكه به عنوان خبرى از گذشته، آيا امكان دارد چنين كتابى بر موسى و عيسى عليهما السلام نازل شده باشد؟
منتها مسيحيان و يهوديان عقيده دارند: اين كتابها چون به دست انسانهائى نوشته شده كه از وحى آسمانى با خبر بودند، كتاب مقدس، قابل اعتماد و خالى از اشتباه محسوب مىشود.
با توجه به اين نكته، روشن مىشود: چرا آنها از لحن قرآن كه به شكل خطاب خدا به پيامبر و بندگان است تعجب مىكردند.
و در شأن نزول فوق نيز خوانديم كه آنها با تعجب از آن حضرت پرسيدند:
آيا خداوند كتاب آسمانى نازل كرده؟
و سپس اين موضوع را به طور كلى انكار كردند كه هيچ كتابى از ناحيه خدا بر هيچ انسانى حتى موسى عليه السلام نازل نشده است.
ولى خداوند در جواب آنها به اين موضوع اشاره مىكند كه خود شما عقيده داريد الواح و مطالبى بر موسى عليه السلام نازل گرديد.
يعنى اگر آنچه در دست شما است كتاب آسمانى نيست، لااقل قبول داريد كه چنين چيزى از طرف خدا نازل شده است كه قسمتى از آن را آشكار و قسمت زيادى را پنهان مىداريد.
و به اين ترتيب، اشكالى باقى نمىماند كه: چگونه ممكن است يهود منكر نزول كتاب آسمانى شده باشند؟ (دقت كنيد).
اما اگر آيه همانند ساير آيات اين سوره درباره مشركان باشد معنى آن چنين مىشود: