تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩
٩١ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
ترجمه:
٩١- آنها خدا را درست نشناختند كه گفتند: «خدا هيچ چيز بر هيچ انسانى، نفرستاده است»! بگو: «چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد؟! كتابى كه براى مردم، نور و هدايت بود؛ (اما شما) آن را به صورت پراكنده قرار مىدهيد؛ قسمتى را آشكار، و قسمتى را پنهان مىداريد؛ و مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد»! بگو: «خدا»! سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت آميزشان رها كن، تا بازى كنند!
شأن نزول:
از «ابن عباس» چنين نقل شده: جمعى از يهوديان گفتند: اى محمّد! آيا راستى خداوند كتابى بر تو فرستاده است؟!
پيامبر گفت: آرى.
آنها گفتند: به خدا سوگند! خداوند هيچ كتابى از آسمان فرو نفرستاده است! «١»