تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
يعنى كتب آنهائى كه كتابى تأليف كردهاند.
ضمناً در اين كه منظور از «حكم»، چيست؟ سه احتمال وجود دارد:
١- حكم، به معنى عقل، فهم و درك، يعنى علاوه بر اين كه كتاب آسمانى در اختيار آنها گذاشتيم قدرت درك و فهم آن را به آنها بخشيديم؛ زيرا وجود كتاب بدون وجود درك و فهم قوى و كامل، اثرى نخواهد داشت.
٢- مقام داورى، يعنى آنها در پرتو قوانين آسمانى كه از كتاب الهى استفاده مىكردند، مىتوانستند در ميان مردم قضاوت كنند و شرائط يك قاضى و دادرس عادل، همگى در آنها به طور كامل جمع بود.
٣- حكومت و زمامدارى؛ زيرا آنها علاوه بر مقام نبوت و رسالت، داراى مقام حكومت نيز بودند.
شاهد بر معانى فوق علاوه بر اين كه: معنى لغوى حكم با تمام اين معانى تطبيق مىكند، اين است كه در آيات مختلف قرآن نيز حكم در اين معانى به كار رفته است. «١»
و هيچ مانعى ندارد كه حكم در آيه فوق، در يك معنى جامع كه همه مفاهيم سهگانه فوق را شامل شود، استعمال شده باشد؛ زيرا حكم در اصل- آن چنان كه «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد- به معنى منع و جلوگيرى است، و از آنجا كه عقل، جلو اشتباهات و خلافكارىها را مىگيرد، همچنين قضاوت صحيح، مانع از ظلم و ستم است، و حكومت عادل جلو حكومتهاى نارواى ديگران را مىگيرد، در هر يك از اين سه معنى استعمال مىشود.
البته همان گونه كه اشاره كرديم، همه انبياء داراى همه اين مقامات نبودند،