تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
اشاره به خطوط كلّى و اصلى زندگانى آنها شده، نخست مىفرمايد:
«اين هدايت خدا است كه به وسيله آن هر كس از بندگانش را بخواهد هدايت و رهبرى مىكند» «ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ».
يعنى گر چه آنها مردان صالحى بودند و با نيروى عقل و انديشه و با تمام وجود خود در طريق هدايت گام بر مىداشتند، ولى باز اگر توفيق الهى شامل حال آنها نمىشد، و دست پر مهر او، زير بازوى آنها را نمىگرفت، امكان لغزش درباره همه آنها و هر كس، وجود داشته و دارد.
آنگاه براى اين كه كسى تصور نكند آنها به اجبار در اين راه گام گذاشتند و همچنين كسى تصور نكند خداوند نظر خاص، استثنائى و بىدليل در مورد آنها داشته است، مىفرمايد:
«اگر فرضاً اين پيامبران با آن همه مقام و موقعيتى كه داشتند مشرك مىشدند، تمام اعمالشان بر باد مىرفت» «وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
يعنى آنها نيز مشمول همان قوانين الهى هستند كه درباره ديگران اجرا مىگردد، و تبعيضى در كار نيست.
***
در آيه بعد به سه امتياز مهم كه پايه همه امتيازات انبياء بوده اشاره كرده، مىفرمايد: «اينها كسانى بودند كه كتاب آسمانى به آنان دادهايم و هم مقام حكم و هم نبوت» «أُولئِكَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ».
البته منظور اين نيست كه: همه آنها داراى كتاب آسمانى بودند، بلكه چون سخن از مجموع آنها در ميان است، كتاب به مجموع نسبت داده شده، درست مثل اين است كه، مىگوئيم: در فلان كتاب دانشمندان و كتب آنها معرفى شدهاند،