تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
تنها موقعى به دست مىآيد كه در جوامع انسانى دو اصل حكومت كند، ايمان و عدالت اجتماعى.
اگر پايههاى ايمان به خدا متزلزل گردد، و احساس مسئوليت در برابر پروردگار از ميان برود، و عدالت اجتماعى جاى خود را به ظلم و ستم بسپارد، امنيت در چنان جامعهاى وجود نخواهد داشت.
و به همين دليل، با تمام تلاش و كوششى كه جمعى از انديشمندان جهان براى برچيدن بساط ناامنىهاى مختلف در دنيا مىكنند، روز به روز فاصله مردم جهان از آرامش و امنيت واقعى بيشتر مىگردد.
دليل اين وضع، همان است كه در آيه فوق به آن اشاره شده: پايههاى ايمان لرزان و ظلم، جاى عدالت را گرفته است.
مخصوصاً تأثير ايمان در آرامش و امنيت روحى، براى هيچ كس جاى ترديد نيست، همان طور كه ناراحتى وجدان و سلب آرامش روانى به خاطر ارتكاب ظلم بر كسى پوشيده نمىباشد.
در بعضى از روايات از امام صادق عليه السلام نقل شده: «منظور از آيه فوق، اين است: آنهائى كه به دستور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در زمينه ولايت و رهبرى امت اسلامىِ بعد از او، ايمان بياورند، و آن را با ولايت و رهبرى ديگران مخلوط نكنند امنيت از آن آنها است». «١»
اين تفسير، در حقيقت ناظر به ملاك و روح مطلب در آيه شريفه است؛ زيرا در اين آيه سخن از رهبرى و ولايت خداوند و آميخته نكردن آن با رهبرى غير او است.