تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨
كه او را در راه بتپرستى مصمم و لجوج ديد دست از استغفار درباره او برداشت». «١»
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه ابراهيم عليه السلام بعد از مأيوس شدن از آزر ديگر هيچ گاه براى او طلب آمرزش نكرد، و شايسته هم نبود چنين كند، و تمام قرائن نشان مىدهد اين جريان در دوران جوانى ابراهيم عليه السلام و زمانى بود كه در شهر «بابل» مىزيست و با بتپرستان مبارزه داشت.
ولى آيات ديگر قرآن، نشان مىدهد كه: ابراهيم عليه السلام در اواخر عمر خود و پس از پايان بناى كعبه، براى پدرش از خداوند طلب آمرزش كرد (البته در اين آيات چنان كه خواهد آمد از پدر تعبير به «أب» نشده، بلكه تعبير به «والد» كه صريحاً مفهوم پدر را مىرساند، شده است).
آنجا كه مىفرمايد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي وَهَبَ لي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَميعُ الدُّعاءِ* ... رَبَّنَا اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ:
«حمد و سپاس براى خدائى است كه در پيرى به من اسماعيل و اسحاق را بخشيده، پروردگار من دعا را اجابت مىكند* ... پروردگارا! من و پدر و مادرم و مؤمنين را در روز رستاخيز بيامرز»! «٢»
از انضمام اين آيه، به آيه سوره «توبه» كه مسلمانان را از استغفار براى مشركان بر حذر مىدارد و ابراهيم را از انجام چنين كارى جز براى يك مدت محدود آن هم براى يك هدف مقدس، بركنار مىشمرد، به خوبى استفاده