تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦
آلِهَةً».
«بدون شك من، تو و جمعيت پيروان و هم مسلكان تو را در گمراهى آشكارى مىبينم» «إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في ضَلالٍ مُبينٍ».
چه گمراهى از اين آشكارتر كه انسان مخلوق خود را معبود خود قرار دهد؟! و موجود بىجان و بىشعورى را پناهگاه خود بپندارد و حل مشكلات خود را از آنها بخواهد؟!
***
نكته:
آيا آزر پدر ابراهيم عليه السلام بود؟
نخستين سؤالى كه در آغاز آيه جلب توجه مىكند اين است كه: مگر آزر پدر ابراهيم بود؟ چگونه از پدرى بتپرست پيامبرى بتشكن به وجود مىآيد؟
براى روشن شدن بحث به مطالب ذيل توجه فرمائيد:
كلمه «أب» در لغت عرب غالباً بر پدر اطلاق مىشود و چنان كه خواهيم ديد گاهى بر جدّ مادرى و عمو و همچنين، بر مربى، معلم و كسانى كه براى تربيت انسان به نوعى زحمت كشيدهاند نيز اطلاق مىگردد.
ولى شك نيست كه به هنگام اطلاق اين كلمه، اگر قرينهاى در كار نباشد قبل از هر چيز «پدر» به نظر مىآيد.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه: آيا به راستى آيه بالا مىگويد: آن مرد بتپرست (آزر) پدر ابراهيم بوده است؟ و آيا يك فرد بتپرست و بتساز مىتواند پدر يك پيامبر اولوا العزم بوده باشد؟ و آيا وراثت در روحيات انسان اثر نامطلوبى در فرزند نخواهد گذارد؟
جمعى از مفسران سنى به سؤال اول پاسخ مثبت گفته و آزر را پدر واقعى