تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
آنجا كه مىفرمايد: وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا: «ما آسمان و زمين و آنچه در ميان آنها است را بيهوده و بىهدف نيافريديم».
پس از آن مىفرمايد: نه تنها مبدأ عالم هستى او است، كه رستاخيز و قيامت نيز به فرمان او صورت مىگيرد «و آن روز كه فرمان مىدهد رستاخيز بر پا شود، فوراً بر پا خواهد شد» «وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ». «١»
بعضى احتمال دادهاند: منظور از اين جمله همان آغاز آفرينش و مبدأ جهان هستى باشد كه همه چيز به فرمان او ايجاد شده است.
ولى با توجه به اين كه «يَقُولُ» فعل مضارع است، و اين كه: قبل از اين جمله، اشاره به اصل آفرينش شده، و همچنين با توجه به جملههاى بعد، مىتوان گفت: اين جمله مربوط به رستاخيز و فرمان الهى درباره آن است.
همان طور كه در جلد اول، ذيل آيه ١١٧ سوره «بقره» گفتيم، منظور از جمله «كُنْ فَيَكُونُ» اين نيست كه: خداوند يك فرمان لفظى به عنوان «موجود باش»! صادر مىكند، بلكه منظور اين است: هر گاه اراده او به آفرينشِ چيزى تعلق گيرد، بدون نياز به هيچ عامل ديگرى، ارادهاش جامه عمل به خود مىپوشد.
اگر اراده كرده است يك دفعه موجود شود، يك دفعه موجود خواهد شد، و اگر اراده كرده است تدريجاً موجود گردد، برنامه تدريجى آن شروع خواهد شد.
بعد از آن اضافه مىكند: «گفتار خداوند حق است» «قَوْلُهُ الْحَقُّ».
يعنى همان طور كه آغاز آفرينش بر اساس هدف و نتيجه و مصلحت بود، رستاخيز نيز همان گونه خواهد بود.