تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
بعضى از مفسران مانند «طبرسى» در «مجمع البيان» و «ابوالفتوح» در تفسير معروف خود، پاسخ ديگرى دادهاند كه حاصلش اين است:
سهو و فراموشى در احكام و در مقام رسالت از طرف خداوند در مورد انبياء جايز نيست و اما در موضوعات، در صورتى كه موجب گمراهى مردم نشود، مانعى ندارد. «١»
ولى اين پاسخ با آنچه در ميان متكلّمين ما مشهور است كه انبياء و ائمه عليهم السلام علاوه بر احكام، در موضوعات عادى نيز معصوم و مصون از اشتباه هستند سازش ندارد.
***
٢- دليل عدم جواز تقيّه
بعضى از دانشمندان اهل تسنن اين آيه را دليلى بر عدم جواز تقيه بر رهبران دينى گرفتهاند؛ زيرا آيه صريحاً مىفرمايد: در برابر دشمنان تقيه نكن و حتى اگر در مجلس آنها باشى از مجلس آنها برخيز.
پاسخ اين ايراد روشن است؛ زيرا شيعه هرگز نمىفرمايد در همه جا بايد تقيه كرد بلكه تقيه در پارهاى از موارد قطعاً حرام است، و وجوب آن منحصر به مواردى است كه تقيه و ترك اظهار حق، منافعى داشته باشد كه از اظهار آن بيشتر باشد، و يا موجب دفع ضرر و خطر كلّى گردد.
***