تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
اختصاصى به او ندارد، و تمام مؤمنان را شامل مىشود.
فلسفه اين حكم نيز روشن است؛ زيرا اگر مسلمانان در مجالس آنها شركت مىكردند، آنها براى انتقام گرفتن و ناراحت ساختن ايشان به سخنان باطل و نارواى خود ادامه مىدادند.
اما هنگامى كه با بىاعتنائى از كنار آنها بگذرند، طبعاً سكوت خواهند كرد و به مسائل ديگر خواهند پرداخت؛ زيرا تمام هدف آنها ناراحت ساختن پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمين بود.
سپس اضافه مىكند: اين موضوع به اندازهاى اهميت دارد كه «اگر شيطان تو را به فراموشى افكند و با اين گونه اشخاص سهواً همنشين شدى به مجرد اين كه:
متوجه موضوع گشتى فوراً از آن مجلس برخيز و با اين ستمكاران منشين» «وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ». «١»
***
در آيه بعد، يك مورد را استثناء كرده، مىفرمايد: «اگر افراد با تقوا براى نهى از منكر در جلسات آنها شركت كنند، و به اميد پرهيزكارى و بازگشت آنها از گناه، آنان را متذكر سازند، مانعى ندارد و گناهان آنها را بر چنين اشخاصى نخواهند نوشت؛ زيرا در هر حال قصد آنها خدمت و انجام وظيفه بوده است» «وَ ما عَلَى الَّذينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ».
براى اين آيه تفسير ديگرى نيز ذكر شده ولى آنچه گفتيم با ظاهر آيه و همچنين با شأن نزول آن سازگارتر است.
ضمناً بايد توجه داشت: تنها كسانى مىتوانند از اين استثناء استفاده كنند كه