تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧
در چنين لحظاتى است كه انسان همه چيز را به دست فراموشى مىسپارد و جز خودش و نور تابناكى كه در اعماق جانش مىدرخشد و او را به سوى مبدئى مىخواند كه تنها او است كه مىتواند چنان مشكلاتى را حل كند، از ياد مىبرد.
اين گونه حالات دريچههائى هستند به جهان توحيد و خداشناسى.
لذا در جمله بعد مىگويد: «در چنين حالى شما از لطف بىپايان او استمداد مىكنيد گاهى آشكارا و با تضرع و خضوع و گاهى پنهانى در درون دل و جان او را مىخوانيد» «تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً».
در چنين حالى فوراً با آن مبدأ بزرگ عهد و پيمان مىبنديد كه «اگر ما را از كام خطر برهاند به طور قطع از شاكران خواهيم بود» «لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ» شكر نعمتهاى او را انجام خواهيم داد و جز به او دل نخواهيم بست.
***
و در آيه بعد، به پرسش آيه نخست چنين پاسخ مىدهد: اى پيامبر به آنها «بگو: خداوند شما را از اين تاريكىها و از هر گونه غم و اندوه ديگر نجات مىدهد (و بارها نجات داده است) ولى پس از رهائى باز همان راه شرك و كفر را مىپوئيد» «قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ».
اين پاسخ در حقيقت از درون جان آنها است و فطرتشان اين ندا را مىدهد، گر چه در اينجا پاسخدهنده همان سؤالكننده است.
***
نكتهها:
١- چرا «تضرع» و «خفية»
ذكر «تضرع» كه به معنى دعاى آشكار و «خفية» كه دعاى پنهانى است شايد