تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤
و نيز مىخوانيم كه: على عليه السلام بنا به نقل «فرائد السمطين» در باب ٥٨ در ايام «عثمان» در مسجد در حضور جمعيت، به جريان غدير استدلال كرد، و همچنين در «كوفه» در برابر كسانى كه نص بر خلافت بلافصل او را از پيامبر صلى الله عليه و آله انكار مىكردند، صريحاً به اين روايت استدلال نمود.
اين حديث را طبق نقل «الغدير» چهار نفر از صحابه، و چهارده نفر از تابعين طبق نقل منابع معروف اهل تسنن روايت كردهاند.
و نيز در روز جنگ «جمل» طبق نقل «حاكم» در كتاب «مستدرك»، جلد سوم، صفحه ٣٧١ در برابر «طلحه» با آن استدلال فرمود. «١»
و نيز در روز جنگ «صفين» طبق نقل «سليم بن قيس هلالى» على عليه السلام در لشگرگاه خود در برابر جمعى از مهاجرين و انصار و مردمى كه از اطراف گرد آمده بودند، به اين حديث استدلال كرد، و دوازده نفر از بدريين (كسانى كه جنگ بدر را در خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله درك كرده بودند) برخاستند و گواهى دادند كه اين حديث را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند! «٢»
بعد از على عليه السلام بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهما السلام، امام حسن، امام حسين عليهما السلام، عبداللّه بن جعفر، عمار ياسر، قيس بن سعد، عمر بن عبد العزيز و مأمون خليفه عباسى به آن استناد جستند و حتى «عمرو بن عاص» در نامهاى كه به «معاويه» نوشت براى اين كه به او اثبات كند به خوبى از حقايق مربوط به موقعيت على عليه السلام و وضع معاويه آگاه است صريحاً مسأله «غدير» را يادآورى كرده، و «خطيب