تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢
مخالف است، با اين كه زياد قرآن مىخواندند، اما كمتر مىفهميدند؛ زيرا حتى قرآن در موضوع دادگاه خانوادگى اسلام تصريح به انتخاب حَكَم از طرف زن و مرد مىكند، مىفرمايد: فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها: «يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند)». «١»
و گاهى بعضى ديگر- همان طور كه «فخر رازى» در تفسير خود نقل مىكند- اين جمله را دليلى بر مسلك جبر گرفتهاند؛ زيرا وقتى قبول كنيم همه فرمانها در جهان آفرينش به دست خدا است اختيارى براى كسى باقى نمىماند.
در حالى كه مىدانيم آزادى اراده بندگان و اختيار آنها نيز به فرمان پروردگار است، اين خدا است كه مىخواهد آنها مختار و در كار خود آزاد باشند تا در پرتو اختيار و آزادى، تكليف و مسئوليت بر دوش آنها نهد و تربيت شوند.
***
٣- منظور از «يَقُصُّ»
جمله «يَقُصُّ» در لغت به معنى «قطع كردن» و بريدن چيزى است «٢» و اين كه در آيه فوق مىخوانيم: يَقُصُّ الْحَقَّ: «خداوند حق را مىبرد» يعنى كاملًا آن را از باطل جدا و تفكيك مىنمايد، بنابراين، جمله بعد: وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِيْنَ: «او بهترين جداكنندگان است» تأكيد براى اين موضوع محسوب مىشود.
بايد توجه داشت جمله «يَقُصُّ» از ماده «قِصّه» به معنى بيان سرگذشت و داستان نيست آن چنان كه بعضى از مفسران پنداشتهاند.
***