تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠
نكتهها:
١- درخواست مجازات
از آيات قرآن استفاده مىشود كه بسيارى از اقوام گذشته همين درخواست را از پيامبران خود داشتند، كه اگر راست مىگوئى، پس چرا مجازاتى را كه براى ما انتظار دارى به سراغ ما نمىفرستى؟!
قوم نوح عليه السلام چنين درخواستى را از او كرده، «گفتند: اى نوح! چرا اين همه با ما سخن مىگوئى و مجادله مىكنى؟! اگر راست مىگوئى عذابى را كه به عنوان تهديد مىگوئى زودتر بياور»! (قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ). «١»
نظير اين تقاضا را قوم صالح نيز از او كردند. «٢»
همچنين قوم عاد، به پيامبرشان هود عليه السلام چنين پيشنهادى داشتند. «٣»
از سوره «اسراء» نيز استفاده مىشود كه اين درخواست از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مكرّر شده، حتى گفتند: ما به تو ايمان نمىآوريم مگر زمانى كه يكى از چند كار انجام دهى از جمله اين كه: «سنگهاى آسمانى را قطعه قطعه بر سر ما بيفكنى»! (أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً). «٤»
اين درخواستهاى نامعقول، يا به عنوان استهزاء و مسخره كردن صورت مىگرفته؟
و يا به راستى به عنوان طلب اعجاز؟
در هر دو صورت كار احمقانهاى بود؛ زيرا در صورت دوم موجب نابودى آنها مىشده و جائى براى استفاده از معجزه باقى نمىمانده و در صورت اول نيز