تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
تفسير:
اصرار بيجا
در اين آيات، همچنان روى سخن به مشركان و بتپرستان لجوج است- همان طور كه بيشتر آيات اين سوره نيز همين بحث را دنبال مىكند- لحن اين آيات، چنان است كه گويا آنها از پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت كرده بودند به آئينشان گرايش پيدا كند و پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور مىشود: صريحاً به آنها چنين اعلام دارد: «بگو: من از پرستش كسانى را كه غير از خدا مىپرستيد نهى شدهام» «قُلْ إِنِّي نُهيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ». «١»
جمله نُهِيْتُ: «ممنوع شدهام» كه به صورت فعل ماضى مجهول آورده شده، اشاره به اين است كه: ممنوع بودن پرستش بتها چيز تازهاى نيست بلكه همواره چنين بوده و خواهد بود.
آنگاه با جمله: «بگو: اى پيامبر! من پيروى از هوا و هوسهاى شما نمىكنم» «قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ»؛
پاسخ روشنى به پيشنهاد بىاساس آنها مىدهد و آن اين كه: بتپرستى هيچ دليل منطقى ندارد، و هرگز با حكم عقل و خرد، جور نمىآيد؛ زيرا عقل به خوبى درك مىكند كه انسان از جماد، اشرف است.
چگونه ممكن است انسان در برابر مخلوق ديگرى و حتى در برابر موجود پستترى سر تعظيم فرود آورد؟!
علاوه بر اين بتها غالباً ساخته و پرداخته انسان بودند، چگونه ممكن است چيزى كه مخلوق خود انسان است معبود او و حلّال مشكلاتش گردد؟!