تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
همين جهت، مىتوانند كسانى را با كوچكترين چيزى طرد و تكفير كنند، و يا بپذيرند.
قرآن در آيه فوق و آيات ديگر، صريحاً يادآور مىشود: نه تنها علماى مذهبى، حتى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نيز حق طرد كسى را كه اظهار ايمان مىكند،- اما كارى كه موجب خروج از اسلام بشود، انجام نداده- را ندارند. آمرزش گناه و حساب و كتاب بندگان تنها به دست خدا است، و هيچ كس جز او حق دخالت در چنين كارى را ندارد.
ولى اشتباه نشود! موضوع بحث در آيه «طرد مذهبى» است، نه «طرد حقوقى»، به اين معنى كه: اگر مثلًا مدرسهاى وقف بر محصلين خاصى بود، و كسى در آغاز، مشمول شرايط بود و بعداً فاقد شرايط شد، اخراج او از آن مدرسه هيچ مانعى ندارد.
همچنين اگر متولّى مدرسه اختياراتى به خاطر رعايت مصالح مدرسه داشت، هيچ مانعى ندارد كه براى حفظ نظم و موقعيت آن، از آن اختيارات مشروع استفاده كند.
بنابراين، مطالبى كه در تفسير «المنار» در ذيل آيه بر خلاف اين مطلب ديده مىشود، ناشى از اشتباه طرد مذهبى با طرد حقوقى است.
***