تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
تفسير:
مبارزه با فكر طبقاتى
در نخستين آيه به يكى ديگر از بهانهجوئىهاى مشركان اشاره شده و آن اين كه: آنها انتظار داشتند پيامبر امتيازاتى براى ثروتمندان نسبت به طبقه فقير قائل شود، و معتقد بودند: نشستن در كنار ياران فقير پيامبر صلى الله عليه و آله براى آنها عيب و نقص بزرگى است، بىخبر از اين كه: اسلام آمده تا به اين گونه امتيازات پوچ و بىاساس پايان دهد.
لذا آنها روى اين پيشنهاد اصرار داشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين دسته را از خود براند، اما قرآن صريحاً و با ذكر دلائل زنده پيشنهاد آنها را نفى مىكند، نخست مىفرمايد: «كسانى را كه صبح و شام پروردگار خود را مىخوانند و جز ذات پاك او نظرى ندارند، هرگز از خود دور مكن»! «وَ لاتَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ». «١»
قابل توجه اين كه: در اينجا بدون نام يا عنوان اشخاص، تنها به ذكر اين صفت قناعت شده است كه: آنها صبح و شام- و به تعبير ديگر هميشه- به ياد خدا هستند، و اين عبادت و نيايش و توجه به پروردگار، نه به خاطر ديگرى و نه از روى ريا است، بلكه تنها به خاطر ذات پاك او است، او را فقط به خاطر خودش مىخواهند و مىجويند، و هيچ امتيازى با اين امتياز برابرى نمىكند.
از آيات مختلف قرآن، استفاده مىشود كه: مشركان ثروتمند و خود خواه اين نخستين و آخرين بار نبود كه چنين پيشنهادى را به پيامبر صلى الله عليه و آله كردند، بلكه كراراً اين ايراد را داشتند كه: چرا پيامبر صلى الله عليه و آله جمعى از بينوايان را گِرد خويش جمع