تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
هرگز ادعا نمىكنم فرشتهام» «وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ».
بلكه «تنها از دستورات و تعليماتى پيروى مىكنم كه از طريق وحى از ناحيه پروردگار به من مىرسد» «إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ».
از اين جمله، به خوبى استفاده مىشود كه: پيامبر صلى الله عليه و آله هر چه داشت و هر چه كرد، از وحى آسمانى سرچشمه گرفته بود، و آن گونه كه بعضى پنداشتهاند عمل نمىكرد، نه به اجتهاد خود، نه به قياس و نه به غير آن، بلكه برنامه او در امور دينى تنها پيروى از وحى بود.
و در پايان آيه، به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داده مىشود: «بگو: آيا افراد نابينا و بينا همانندند؟! و آنها كه چشم خود و انديشه و عقلشان بسته است، با كسانى كه حقايق را به خوبى مىبينند و درك مىكنند برابرند؟! آيا فكر نمىكنيد»؟! «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ».
ذكر اين جمله، بعد از جملههاى سهگانه سابق ممكن است به خاطر اين باشد كه: در جملههاى قبل پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من نه خزائن الهى را دارم، و نه عالم به غيبم، و نه فرشتهام، تنها پيرو وحيم»، ولى اين سخن نه به آن معنى است كه: «من با شما بتپرستان لجوج همانندم، بلكه من انسانى هستم بينا، در حالى كه شما همچون نابينايان هستيد و اين دو مساوى نيستند»!
احتمال ديگر در پيوند اين جمله، با جملههاى قبل اين است كه: دلائل توحيد و همچنين حقانيت پيامبر آشكار است ولى چشم بينا مىخواهد كه آنها را ببيند و اگر شما قبول نداريد، نه به خاطر آن است كه موضوع مبهم يا پيچيده است بلكه به جهت آن است كه بينا نيستيد آيا بينا و نابينا يكسانند؟!
***