تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
قنبر با شجاعت گفت: آرى! «١»
***
٣- فلسفه بلاها
در اين آيات مىخوانيم: منظور از بسيارى از حوادث رنجآور، ايجاد حالت توجه و بيدارى است، و اين يكى از فلسفههاى «آفات و بلاها» است كه در بحث توحيد از آن سخن گفتهايم، «٢» ولى شايان توجه اين كه: اين موضوع را:
اوّلًا- با كلمه «لَعَلَّ» (شايد) ذكر مىكند، به خاطر اين كه: وجود بلاها به تنهائى براى بيدارى كافى نيست، بلكه زمينهاى است براى دلهائى كه آمادگى دارند (در سابق نيز گفتهايم «لَعَلَّ» در كلام خدا معمولًا در مواردى استعمال مىشود، كه پاى شرايط ديگرى نيز در ميان باشد).
ديگر اين كه: در اينجا كلمه «تَضَرُّع» به كار برده شده، كه در اصل به معنى ورود شير به پستان و خضوع و تسليم آن در برابر دوشنده است، سپس به معنى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده است!
يعنى اين حوادث دردناك را به خاطر آن ايجاد مىكرديم، كه آنها از مركب غرور و سركشى و خودخواهى فرود آيند، و در برابر حق تسليم شوند.
***
٤- ستايش پايان آيه
جالب اين كه: خداوند با جمله «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِيْن» آيه را پايان مىدهد، و اين نشانه آن است كه قطع ريشه ظلم و فساد و نابود شدن نسلى كه