تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
تفسير:
سرانجامِ زندگى اندرزناپذيران
در اين آيات نيز، گفتگو با گمراهان و مشركان ادامه مىيابد و قرآن از راه ديگر براى بيدار ساختن آنها موضوع را تعقيب مىكند، يعنى دست آنها را گرفته و به قرون و زمانهاى گذشته برده، چگونگى حالات امتهاى گمراه، ستمگر و مشرك را شرح مىدهد كه چگونه تمام عوامل تربيت و بيدارى در مورد آنها به كار گرفته شد، اما جمعى از آنها به هيچ يك از اينها توجه نكردند و سرانجام چنان عاقبت شومى دامانشان را گرفت كه عبرتى براى آيندگان شدند.
نخست مىفرمايد: «ما پيامبرانى به سوى امتهائى كه پيش از تو بودند فرستاديم و چون اعتنا نكردند آنها را به منظور بيدارى و تربيت با مشكلات و حوادث سخت: با فقر، خشكسالى و قحطى، با بيمارى و درد و رنج و بأساء و ضرّاء «١»
مواجه ساختيم شايد متوجه شوند و به سوى خدا باز گردند» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ».
***
در آيه بعد مىگويد: «چرا آنها از اين عوامل دردناك و بيداركننده پند و اندرز نگرفتند و بيدار نشدند و به سوى خدا باز نگشتند» «فَلَوْلا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا».