تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ».
در اين آيه به سه نكته توجه داده شده:
نخست اين كه: پاسخ درونى آنها چيست؟
ديگر اين كه: نجات و عدم نجات آنها به خواست خدا است.
و سوم اين كه: تمام بتها و عقائد خرافى و مبعودها را در آن لحظه فراموش مىكنند.
***
نكتهها:
١- استدلال بر اصل وجود و يگانگى خدا
استدلالى كه در دو آيه فوق ديده مىشود همان استدلال به توحيد فطرى است كه در دو بحث مىتوان از آن استفاده كرد:
يكى در اصل اثبات وجود خدا.
و ديگرى در اثبات يگانگى او، لذا در روايات اسلامى، و همچنين در سخنان دانشمندان، هم در برابر منكران خدا و هم در برابر مشركان با آن استدلال شده است.
***
٢- مگر مشركان قيامت را قبول داشتند؟
قابل توجه اين كه: در استدلال بالا سخن از قيام ساعة (روز رستاخيز) به ميان آمده، در حالى كه ممكن است گفته شود، آنها چنان روزى را اصلًا قبول نداشتند، بنابراين چگونه ممكن است در برابر آنها چنين استدلالى شود؟
ولى بايد توجه داشت:
اوّلًا همه آنها منكر قيامت نبودند، بلكه جمعى از آنها به نوعى از رستاخيز