تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
رهبران الهى را نشنوند.
و منظور از افراد گنگ، همان رهبران گمراه هستند كه حقايق را به خوبى درك مىكنند، اما براى حفظ موقعيت و منافع مادّى خويش، مُهر سكوت بر لب زدهاند و هر دو دسته در ظلمت جهل و خودپرستى گرفتارند. «١»
و به دنبال آن مىفرمايد: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را بخواهد بر جاده مستقيم قرار مىدهد» «مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ».
سابقاً گفتهايم: نسبت دادن هدايت و ضلالت به مشيت و اراده خدا، موضوعى است كه آيات ديگر قرآن آن را به خوبى تفسير مىكنند، در يك جا مىخوانيم: يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ: «خداوند ستمگران را گمراه مىكند». «٢»
در جاى ديگر: وَ ما يُضِلُّ بِهِ الَّا الْفاسِقِيْنَ: «تنها فاسقان را گمراه مىكند». «٣»
و در جاى ديگر: وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا: «كسانى كه در راه ما مجاهده كنند آنها را به راههاى مستقيم خود هدايت خواهيم كرد». «٤»
از اين آيات، و آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود كه هدايتها و ضلالتهائى كه در اين موارد به اراده خدا نسبت داده شده است، در حقيقت پاداش و كيفرهائى است كه در مقابل انجام اعمال نيك و بد، به بندگان مىدهد.
به تعبير روشنتر: گاهى اعمال فوقالعاده زشتى از انسان سر مىزند كه بر اثر آن تاريكى وحشتناكى روح او را احاطه خواهد كرد.
چشمان حقيقتبين از او گرفته مىشود، گوش او صداى حق را نمىشنود، و زبان او از گفتن حق باز مىماند.