تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
و بعضى از جهت نيازمندىهاى مختلف زندگى يا وسائلى كه احتياجات گوناگون خود را با آن برطرف مىسازند، مىدانند.
در حالى كه جمعى ديگر معتقدند: منظور شباهت آنها با انسان از نظر درك و فهم و شعور است، يعنى آنها نيز در عالم خود داراى علم و شعور و ادراك هستند، خدا را مىشناسند و به اندازه توانائى خود، او را تسبيح و تقديس مىگويند، اگر چه فكر آنها در سطحى پائينتر از فكر و فهم انسانها است، و ذيل اين آيه- چنان كه خواهد آمد- نظر آخر را تقويت مىكند.
آنگاه در جمله بعد مىگويد: «ما در كتاب هيچ چيز را فروگذار نكرديم» «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ».
ممكن است منظور از «كتاب»، قرآن بوده باشد كه همه چيز (يعنى تمام امورى كه مربوط به تربيت و هدايت و تكامل انسان است) در آن وجود دارد، منتها گاهى به صورت كلى، مانند دعوت به هر گونه علم و دانش، و گاهى به جزئيات هم پرداخته شده است مانند بسيارى از احكام اسلامى و مسائل اخلاقى.
احتمال ديگر اين كه: منظور از «كتاب»، «عالم هستى» است؛ زيرا عالم آفرينش، مانند كتاب بزرگى است كه همه چيز در آن آمده است و چيزى در آن فروگذار نشده.
هيچ مانعى ندارد كه هر دو تفسير، با هم در آيه منظور باشد؛ زيرا نه در قرآن چيزى از مسائل تربيتى فروگذار شده، و نه در عالم آفرينش نقصان و كم و كسرى وجود دارد.
و در پايان آيه مىگويد: «تمام آنها به سوى خدا در رستاخيز محشور مىگردند» «ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ».