تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
آنها از علماى اهل تسناند و به نزول آيه در شأن على عليه السلام تصريح كردهاند، با كمال وقاحت مىگويد: «احدى از دانشمندان در كتاب خود چنين چيزى را نقل نكرده»!
در مقابل او چه مىتوانيم بگوئيم و سخن او چه ارزشى دارد كه روى آن بحث كنيم؟!
جالب اين كه «ابن تيميه» براى تبرئه خود در برابر كتابهاى معتبر فراوانى كه به نزول آيه درباره على عليه السلام تصريح مىكند، با اين جمله مضحك كه: «احدى از دانشمندانى كه مىدانند چه مىگويند، اين آيه را در شأن على عليه السلام نمىدانند»! اكتفا كرده است.
گويا تنها دانشمندانى «مىفهمند، چه مىگويند» كه با تمايلات افراطى عناد آلود و لجوجانه «ابن تيميه» هم صدا باشند و گر نه هر كس همصدا نشد، دانشمندى است كه «نمىفهمد چه مىگويد»!
اين منطق كسى است كه خودخواهى و لجاج بر فكر او سايه شوم افكنده است ... از اين دسته بگذريم.
از ميان ايراداتى كه دسته دوم ذكر كردهاند، چند موضوع قابل بحث است كه ذيلًا از نظر مىگذرانيم:
الف- آيا مولا به معنى اولى به تصرف است؟
مهمترين ايرادى كه در مورد روايت «غدير» مىشود، اين است كه: «مولى» به معنى دوست و يار و ياور نيز آمده است، و معلوم نيست در اينجا به اين معنى نباشد.
پاسخ اين سخن، پيچيده نيست؛ زيرا هر ناظر بىطرفى مىداند تذكر و يادآورى دوستى على عليه السلام نياز به اين همه مقدمات، تشكيلات و خطبهخوانى در