تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
اثبات نبوت او كافى بود.
اما اين بوالهوسان بهانهجو از يكسو مىخواستند قرآن را تحقير كنند؛
و از سوى ديگر از قبول دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله سر باز زنند، لذا پى در پى درخواست معجزه تازه مىكردند، و مسلّماً اگر پيامبر صلى الله عليه و آله تسليم خواستههاى آنها مىشد با جمله «هذا سِحْرٌ مُبِيْنٌ» همه را انكار مىكردند، همان طور كه از آيات ديگر قرآن استفاده مىشود.
لذا قرآن در پاسخ آنها مىفرمايد: به آنها بگو: «خداوند قادر است آيه و معجزهاى (كه شما پيشنهاد مىكنيد) بر پيامبر خود نازل كند» «قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً».
ولى اين كار يك اشكال دارد كه غالب شما از آن بىخبريد و آن اين كه: اگر به اين گونه تقاضاها كه از سر لجاجت مىكنيد، ترتيب اثر داده شود، سپس ايمان نياوريد همگى گرفتار مجازات الهى شده، نابود خواهيد گشت؛ چرا كه اين نهايت بىحرمتى نسبت به ساحت مقدس پروردگار، فرستاده او و آيات و معجزات او است، لذا در پايان آيه مىفرمايد: «ولى اكثر آنها نمىدانند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ».
***
نكته:
بازنويسى يك ايراد كهنه
به طورى كه از تفسير «مجمع البيان» استفاده مىشود از قرنها پيش بعضى از مخالفان اسلام اين آيه را دستاويز كرده، و به آن استدلال نمودهاند كه: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هيچ معجزهاى نداشته است؛ زيرا هنگامى كه از او تقاضاى اعجاز مىكنند، او تنها با گفتن اين كه: خداوند توانائى بر چنين چيزى دارد و اكثر شما