تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
٣٧ وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
ترجمه:
٣٧- و گفتند: «چرا نشانه (و معجزهاى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمىشود»؟! بگو: خداوند، قادر است كه نشانهاى نازل كند؛ ولى بيشتر آنها نمىدانند!
تفسير:
بهانه معجزه
در اين آيه به يكى از بهانهجوئىهاى مشركان اشاره شده است.
در بعضى از روايات آمده: جمعى از رؤساى قريش هنگامى كه از معارضه و مقابله با قرآن عاجز ماندند، به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: اينها فايده ندارد اگر راست مىگوئى معجزاتى همانند عصاى موسى، و ناقه صالح، براى ما بياور. «١»
قرآن در اين باره مىفرمايد: «آنها گفتند: چرا آيه و معجزهاى از طرف پروردگار بر اين پيامبر نازل نشده است»؟! «وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ».
روشن است: آنها اين پيشنهاد را از روى حقيقتجوئى نمىكردند؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله به اندازه كافى براى آنها معجزه آورده بود، و اگر چيزى جز قرآن با آن محتويات عالى در دست او نبود، قرآنى كه در چندين آيه آنها را رسماً دعوت به مقابله كرده، و به اصطلاح تحدّى نموده و آنها در برابر آن عاجز ماندهاند، براى