تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢
اراده و ميل خودشان ايمان بياورند، بنابراين، آيه گواه روشنى بر نفى عقيده جبريّون است.
***
در آيه بعد، براى تكميل اين موضوع و دلدارى بيشتر به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد:
«تنها كسانى دعوت تو را اجابت مىكنند و مىپذيرند كه مىشنوند» «إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ».
«و اما آنها كه عملًا در صف مردگانند ايمان نمىآورند، تا زمانى كه خداوند آنها را در روز قيامت برانگيزاند و به سوى او بازگشت كنند» «وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ». «١»
آن روز است كه با مشاهده صحنههاى رستاخيز، ايمان مىآورند، ولى ايمانشان هم سودى ندارد؛ زيرا همه كس با مشاهده آن صحنه عظيم ايمان مىآورد، نوعى ايمان اضطرارى.
شايد نياز به شرح نداشته باشد كه منظور از «موتى» (مردگان) در آيه بالا، مردگان جسمانى نيست، بلكه مردگان معنوى است؛ چرا كه دو نوع حيات و مرگ داريم: حيات و مرگ مادّى، حيات و مرگ معنوى.
همچنين شنوائى و بينائى نيز دو گونه است: مادّى و معنوى، به همين دليل بسيار مىشود در مورد كسانى كه چشم و گوش دارند و يا زنده و سالمند، اما حقايق را درك نمىكنند مىگوئيم: آنها كور و كرند و يا اصلًا مردهاند؛ زيرا واكنشى را كه بايد يك انسان شنوا و بينا، يا يك انسان زنده، در برابر حقايق از خود نشان دهد، نمىدهند.