تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
دهم مدارك موجود در اين آيه، و يا كمتر قناعت كردهاند، ولى متأسفانه حجاب تعصّب در اينجا مانع از قبول بسيارى از واقعيات شده است.
كسانى كه پرچم مخالفت در برابر تفسير اين آيه و روايات متعددى كه در شأن نزول آن و روايات ما فوق تواترى- كه درباره اصل حادثه غدير- وارد شده، برافراشتهاند، دو دستهاند:
نخست آنها كه از آغاز با روح عناد، لجاجت و حتى با هتك، توهين و بدگوئى و دشنام به شيعه، وارد اين بحث شدهاند.
دسته ديگرى كه روح تحقيق و بررسى حقيقت را تا حدودى در خود حفظ كرده و به صورت استدلالى مسأله را تعقيب كردهاند، و به همين دليل به قسمتى از حقايق اعتراف كرده ولى به دنبال ذكر پارهاى از اشكالات كه شايد نتيجه شرائط خاص محيط فكريشان بوده است، از آيه و روايات مربوط به آن گذشتهاند.
نمونه بارز دسته اول «ابن تيميه» در كتاب «منهاج السنه» است كه درست به كسى مىماند كه در روز روشن چشم خود را بر هم گذارد و انگشتها را محكم در گوش كند و فرياد بزند خورشيد كجا است؟
نه حاضر است گوشه چشم را بگشايد و كمى از حقايق را ببيند، و نه انگشت از گوش بردارد و كمى از غوغاى محدثان و مفسران اسلامى را بشنود.
پى در پى دشنام مىدهد و هتاكى مىكند، عذر اين افراد، جهل، بىخبرى و تعصبهاى آميخته با لجاجت و خشونت آنها است كه تا انكار بديهيات و مسائل واضحى كه هر كس آن را درك مىكند، پيش مىروند.
لذا ما هرگز زحمت نقل سخنان آنها را به خود و زحمت شنيدن پاسخ آنها را به خوانندگان نمىدهيم.
كسى كه در برابر اين همه از دانشمندان و مفسران بزرگ اسلامى كه اكثريت