تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧
از اين روايات و مانند آنها استفاده مىشود كه: بسيارى از دشمنان سرسخت پيامبر صلى الله عليه و آله در باطن به صدق گفتار او معترف بودند.
اما رقابتهاى قبيلگى و مانند آن، به آنها اجازه نمىداد، و يا شهامت آن را نداشتند كه رسماً ايمان آورند.
البته اين را نيز مىدانيم كه: اين گونه اعتقاد باطنى مادام كه با روح تسليم آميخته نشود، كمترين اثرى نخواهد داشت، و انسان را در سلك مؤمنان راستين قرار نمىدهد.
***
در آيه بعد، براى تكميل اين دلدارى، به وضع انبياى پيشين اشاره كرده مىگويد: اين موضوع منحصر به تو نبوده است «رسولان پيش از تو را نيز تكذيب كردند» «وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ».
«اما آنها در برابر تكذيبها و آزارها استقامت ورزيدند تا نصرت و يارى ما به سراغشان آمد و سرانجام پيروز شدند» «فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا».
«و اين يك سنّت الهى است كه هيچ چيز نمىتواند آن را دگرگون كند» «وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ».
بنابراين، تو هم در برابر تكذيبها، آزارها و حملات دشمنان لجوج و سرسخت، روح صبر و استقامت را از دست مده! و بدان! طبق همين سنّت، امدادهاى الهى و الطاف بىكران پروردگار به سراغ تو خواهد آمد، و سرانجام بر تمام آنها پيروز خواهى شد «و اخبارى كه از پيامبران پيشين به تو رسيده است كه