تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢
دهان است كه از لبها سرازير گردد، و اين كه بازى را «لعب» مىگويند، به خاطر آن است كه همانند ريزش لعاب از دهان است كه بدون هدف انجام مىگيرد.
سرانجام زندگانى سراى ديگر را با آن مقايسه كرده، مىفرمايد: «سراى آخرت براى افراد با تقوا بهتر است، آيا انديشه و تعقل نمىكنيد»؟ «وَ لَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ».
زيرا حياتى است جاويدان و فناناپذير در جهانى وسيعتر و سطحى بسيار بالاتر.
در عالمى كه سر و كار آن با حقيقت است، نه مجاز، و با واقعيت است نه خيال، در جهانى كه نعمتهايش با درد و رنج آميخته نيست، و سراسر نعمت خالص است بى درد و رنج.
از آنجا كه درك اين واقعيات، با توجه به مظاهر فريبنده دنيا، براى غير انديشمندان ممكن نيست، لذا روى سخن در پايان آيه به چنين افراد شده است.
در حديثى از «هشام بن حكم» از امام «موسى بن جعفر» عليه السلام چنين نقل شده: «اى هشام! خداوند عاقلان را اندرز داده و نسبت به آخرت علاقمند ساخته، گفته است: زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و سراى آخرت براى افراد با تقوا بهتر است، آيا فكر و عقل خود را به كار نمىاندازيد»؟ «١»
شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه هدف از اين آيات، مبارزه با وابستگى و دلبستگى به مظاهر جهان ماده و فراموش كردن مقصد نهائى آن است، و گرنه آنها كه دنيا را وسيلهاى براى سعادت قرار دادهاند، در حقيقت جستجوگران آخرتند نه دنيا.