تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
اللّهِ صلى الله عليه و آله وَ قَدْ نَهاهُ اللَّهُ أَنْ تَقِرَّ مُؤْمِنَةً مَعَ كافِرٍ غَيْرَ آيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ وَ لا يَشُكُّ أَحَدٌ أَنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ رَضِىَ اللَّهُ تَعالى عَنْها مِنَ الْمُؤْمِناتِ السَّابِقاتِ فَانَّها لَمْ تَزَلْ تَحْتَ أَبِىطالِبٍ حَتّى ماتَ أَبُوطالِبٍ رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ:
«راستى در شگفتم كه: چرا برخى مىپندارند كه ابوطالب كافر بوده است! آيا نمىدانند كه با اين عقيده بر پيامبر و ابوطالب طعنه مىزنند؟ مگر نه اين است كه:
در چندين آيه از آيات قرآن، از اين موضوع منع شده است كه زن بعد از اسلام آوردن در قيد زوجيت كافر نماند، و اين مسلّم است كه فاطمه بنت اسد از پيشگامان در اسلام است و تا پايان عمر ابوطالب همسرش بود». «١»
٦- از همه اينها گذشته اگر در هر چيز ترديد كنيم، در اين حقيقت هيچ كس نمىتواند ترديد كند كه «ابوطالب» از حاميان درجه اول اسلام و پيامبر بود، حمايت او از پيامبر و اسلام به حدّى بود كه هرگز نمىتوان آن را با علايق و پيوندهاى خويشاوندى و تعصبات قبيلهاى تفسير كرد.
نمونه زنده آن داستانِ «شِعب ابوطالب» است، همه مورخان نوشتهاند:
«هنگامى كه قريش، پيامبر و مسلمانها را در يك محاصره اقتصادى، اجتماعى و سياسى شديد قرار دادند و روابط خود را با آنها قطع كردند، «ابوطالب» يگانه حامى و مدافع حضرت، سه سال از همه كارهاى خود دست كشيد، و «بنىهاشم» را به درهاى كه در ميان كوههاى «مكّه» قرار داشت و به «شِعب ابوطالب» معروف شد برد، و آنجا سكنى گزيد.
فداكارى را به جائى رسانيد كه اضافه بر ساختن برجهاى مخصوصى به خاطر جلوگيرى از حمله قريش، هر شب پيامبر صلى الله عليه و آله را از خوابگاه خود بلند