تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
«المَواهِبُ اللَّدُنِيَّةِ»، «الخَصائِصُ الْكُبْرى»، «شَرْحُ بَهْجَةِ الْمَحافِلِ»، «سيره حلبى»، «سيره نبوى» و «طلبة الطالب» نقل كرده است. «١»
٢- به علاوه در كتب معروف اسلامى اشعارى از «ابوطالب» در اختيار ما است كه مجموعه آنها در ديوانى به نام ديوان «ابوطالب» گردآورى شده است كه تعدادى از آنها را در ذيل مىآوريم:
وَ اللَّهِ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ بِجَمْعِهِمْ حَتَّى أُوَسَّدَ فِي التُّرابِ دَفِيناً:
«اى برادرزاده! تا ابوطالب در ميان خاك نخوابيده و لحد را بستر نساخته هرگز دشمنان به تو دست نخواهند يافت».
فَاصْدَعْ بِأَمْرِكَ ما عَلَيْكَ غَضاضَةٌ وَ أَبْشِرْ بِذاكَ وَ قَرَّ مِنْكَ عُيُوناً:
«بنابراين از هيچ چيز مترس! و مأموريت خود را ابلاغ كن! بشارت ده! و چشمها را روشن ساز»!
وَ دَعَوْتَنِي وَ عَلِمْتُ أَنَّكَ ناصِحِى و لَقَدْ دَعَوْتَ وَ كُنْتَ ثم أَمِيْناً:
«مرا به مكتب خود دعوت كردى و خوب مىدانم كه هدفت تنها پند دادن و بيدار ساختن من بوده است، تو در دعوت خود امين و درستكارى».
وَ لَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ دِيْنَ مُحَمَّدٍ مِنْ خَيْرِ أَدْيانِ الْبَرِيَّةِ دِيْناً:
«من هم اين را دريافتم كه مكتب و دين محمّد صلى الله عليه و آله بهترين دين و مكتبها است»! «٢»
و نيز گفته است:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنا مُحَمَّداً نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُبِ: