تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه: منظور از «فتنه و افتنان» همان دلباختگى به چيزى است، يعنى نتيجه دلباختگى آنها به شرك و بتپرستى كه پردهاى بر روى انديشه و خِرَد آنها افكنده، اين شده است: در قيامت كه پردهها كنار مىرود، متوجه خطاى بزرگ خود بشوند، و از اعمال خود بيزارى جويند و به كلى انكار كنند.
و اصل «فتنه» در لغت چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: آن است كه طلا را در آتش بيفكنند و زير فشار حرارت قرار دهند، تا باطن آن آشكار گردد و معلوم شود خالص است يا ناخالص؟
اين معنى را در آيه فوق مىتوان به عنوان يك تفسير ديگر پذيرفت؛ زيرا آنها هنگامى كه در روز رستاخيز در فشار سخت و وحشتهاى آن روز فرو مىروند بيدار مىشوند و به خطاى خود واقف مىگردند و براى نجات خود اعمال گذشته را انكار مىكنند.
***
در آخرين آيه مورد بحث براى اين كه مردم از سرنوشت رسواى اين افراد عبرت گيرند مىفرمايد: «درست توجه كن! ببين! اينها كارشان به كجا مىرسد كه به كلّى از روش و مسلك خويش بيزارى جسته و آن را انكار مىكنند و حتى به خودشان نيز دروغ مىگويند» «انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ».
و تمام تكيهگاههائى كه براى خود انتخاب كرده بودند و آنها را شريك خدا مىپنداشتند همه را از دست مىدهند و دستشان به جائى نمىرسد، مىفرمايد: «و آنچه را به دروغ شريك خدا مىدانستند از دست مىدهند» «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
***